|
واقعيت و حقيقت چيست 8 ؟
واقعيت و حقيقت چيست 8 ؟ در بررسي مسئله واقعيت و حقيقت تا بدانجا رسيديم که قرار شد مطابق داستان پيل در اتاق تاريک نظرات مولوي را راجع به معادلهاي شمع و کف دست و حواس بياوريم تا دريابيم که اختلافات جامعه بشري چگونه مي بايست حل شود و شمع چه بوده است که اين توانايي را داشته است اما در ابتدا لا زم است نکاتي راجع به واقعيت و ديدگاههاي مربوط به چيستي آن بياوريم و در اين باره نظر مولوي را هم بدانيم و سپس وارد بحث اصلي شويم اما دو نظريه در رابطه با واقعيت هست که عبارتند از : 1_نظريه اول واقعيت چيزي است که قابل درک باشد،و مستقل از ذهن وجود داشته باشد. 2_عبارت است از من و هر بود و نبودي که به عنوان جهان مي بينيم انعکاسي از ادراکات من است ، واقعيت ساخته ذهن بشر است . از نظر مولوي ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مهاویرا در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 و ساعت 15:42 واقعیت و حقیقت7
ذهنیتی که هنوز مقید به رعایت اصل امتناع تناقض نشده است اموری را که ما متناقض با یکدیگر می دانیم متناقض تشخیص نمی دهد. لوی-برول
در مطالب قبلتر آوردیم که مولوی راه حل رفع اختلاف را در به دست دادن شمع حق می دانست و منظور از شمع حقیقی آنست که ممکن است رقبایی کاذب(وانموده شمع،شمع غلابی ) نیز وجود داشته باشد ولی تنها شمع حقیقی می تواند تاریکی را از بین ببرد و صلح را جایگزین جدال و خصومت سازد و اختلاف را کنار بزند و این تا به اینجا منطقی می نماید ودر سطح داستان که استعاره بحث است معقول می باشد یعنی در عالم واقع اگر ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مهاویرا در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 14:29 واقعیت و حقیقت6
- فریبندگی هیچگاه به حقیقت یا معنا تن در نمی دهد - واقعیت دیگر نشانه هایی را که ضامن موجودیت اش باشند را دور ریخته است. - نشانه ها اکنون امر واقعی را در قالب شبیه سازی پی ریزی می کنند . - سخن گفتن از وجود دنیای واقعی دیگر حرف نامربوطی است هیچ نظام بازنمایی یا تحلیلی نمی تواند به واقعیت رجوع کند. - دروغ همه جا را فرا گرفته حواشی (شاخ وبرگ های) جعلی، آمارهای جعلی ... - شبیه سازی امر واقعی را تهدید می کند. - تمام منازعاتی که در جهان به وقوع می پیوندد گرچه هر کدام دلایل خاص خود را دارند اما همگی به نوعی در یک امر مشترک اند و آن همانا ارتباط قطبی شده است . - ارتباط قطبی شده زمانی رخ می دهد که فرد ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مهاویرا در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 8:30 خدای رقصان
تنها بدان خدایی ایمان دارم که رقص بداند. از نوشته ها همه تنها دوستار آنم که با خون خود نوشته باشند .با خون بنویس تا بدانی که خون جان است. دریافتن خون بیگانه آسان نیست دریافتن خون بیگانه آسان نیست : از سرسری خوانان بیزارم. سده ای دیگر با چنین خوانندگان ،یعنی گندیدن جان! این که هر کس خواندن تواند آموخت،سرانجام نه تنها نوشتن که اندیشیدن را تباه خواهد کرد. چون راه رفتن آموختم ، به دویدن پرداختم.چون پروازکردن آموختم، دیگر برای جنبیدن به هیچ فشاری نیاز ندارم. اکنون سبکبارم ؛اکنون در پرواز ؛اکنون می بینم خویشتن را در زیر پای خویش؛اکنون خدایی در من رقصان است. |+| نوشته شده توسط مهاویرا در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 و ساعت 22:57 حقیقت و واقعیت 5
در شماره قبل داستان "اختلاف در چگو نگی و شکل پیل "را بر اساس متن مثنوی مولوی مطرح کرد یم قبل از ادامه چند نکته را روشن می کنم : اول اینکه جناب نورکی عزیز از راه حل بیان شده در داستان سوالاتی داشته اند که پرسیدند ولی دقت نکردند که این راه حل ما نیست بلکه در خود داستان چنین راه حلی آمده است و ما قرار است در واسازی خود آنرا بازبینی کنیم پس دوستان مطالب را با حوصله دنبال کنند تا به نتیجه برسیم یا لااقل روشنگری لازم را داشته باشیم. دوم اینکه در صحبتی که با شایان داشتیم قرار شد منابعی جهت مطالعه نیزمعرفی گردد که این مسئله را جناب نورکی هم در پست جدید نظرات آورده اند خوب واضح است هر کدام از دوستان بسته به حوزه مطالعاتی و علایق بایستی از منابع ویژه ای سود ببرند و تفصیل پاسخ مناسب به دوستان مجالی خاص می طلبد ولی در اینجا به جهت اهمیت اصل گفتگو به اجمال و در حد ضرورت آنچه از منظر نظریه "خوانش " در مطالعه می تواند وجه اشتراک ما گردد بیان می شود . در نظریه خوانش علاوه بر انواع خواندن (7 مدل خواندن) بیماری های مطالعه در قبل و بعد و حین مطالعه نیز مورد توجه قرار می گیرد به عنوان مثال ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مهاویرا در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 13:49 حقیقت وواقعیت 4
بازسازی داستان "اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل" آخرین بیت از داستان قبلی که در رابطه با مقابله حضزت موسی با ساحران در زمان فرعون است چنین است: از نظر گاه است ای مغز وجود اختلاف مومن و گبر و جهود و اما داستان اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل: پیل اندر خانه ی تاریک بود عرضه را آورده بودنش هنود از برای دیدنش مردم بسی اندر آن ظلمت همی شد هر کسی دیدنش با چشم چون ممکن نبود اندر آن تاریکیش کف می بسود آن یکی را کف به خر طوم اوفتاد گفت همچون ناودانست این نهاد آن یکی را دست بر گوشش رسید آن برو چون باد بیزن شد پدید آن یکی را کف چو بر پایش بسود گفت شکل پیل دیدم چون عمود آن یکی بر پشت او بنهاد دست گفت خود این پسییل چون تختی بدس همچنین هر یک به جزوی رسید فهم آن می کرد هر جا می شنید از نظر گه گفتشان شد مختلف آن یکی دالش لقب داد این الف تا اینجای داستان مسئله شکل گیری اختلافات و پدید آمدن کثرت و تعدد بیان شده است و استعاره اتاق تاریک و پیل درون آن به جای جهان و حقیقت آن لحاظ شده است و هر یک از آدمها می تواند پیروان یک دین و آیین و یا مکتب فکری ویا پیروان یک نحله ی فکری وپارا دایم را تداعی کند . مولوی در ادامه بسیار سریع و آسان اختلاف را ریشه یابی می کند و راه برون شو از آن را نشان می دهد : اما ریشه مشکل : چشم سر همچو کف دستست و بس نیست کف را به همه او دسترس و راه حل مشکل : در کف هر کس اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی در ادامه ما نگاه خواهیم کرد داستان و ریشه و راه حل مشکل چه پیامی دارد و چرا با وجود این گره گشایی مسئله ما انسانها در روزگار ما حل که نشده بیشتر هم شده. |+| نوشته شده توسط مهاویرا در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 1:1 حقیقت و واقعیت 3
حالا اگر نتایج را هم با دقت بنگریم دو تز اصلی را در مقابل هم مشاهده میکنیم : تز :حق وجود دارد در مقابل تز :حق وجود ندارد واضح است تقابل این دو تز از تقابل حق واحد و معلوم با حق نامعلوم و متکثر تقدم بیشتری دارد و برای حل مسئله ضروری تر به نظر می رسد ! در ادامه ما دو گروه پایه داریم که در بامداد حیات در مقابل هم ایستادند و گویی گروهی مدعی شد که حق وجود دارد و گروه دیگر پرسید منظورتان چیست ؟حق چیست ؟جالب است گروه مدعی به جای جواب از نفس سوال ناراحت شده است و در طول تاریخ از تمام جواب هایی که داده تنها یک گزاره تکراری حاصل می شود و آن اینکه: حق ماییم یا حق این است و این ماییم یا حق همان است که ما می گوییم یا حق الف است و الف ب است و ب ج است و ج ماییم پس حق ماییم یا همه حقیم ولی ما حق تریم یا همه حقید ولی ما حق حقیم!!! مطلب بالا انتهای ادامه مطلب "حقیقت و واقعیت ۲"می باشد که در اینجا دنبال می شود: تا اینجا مشاهده شد که گروه مدعی حق چگونه حق را تعریف میکند ولی چه کار باید کرد که این تعریف ها گروه منکر حق را اقناع نمی کند و باید دست به کار شیم تا ببینیم در لغتنامه ها چه تعریفی از حق داده شده است :حق = راستی و درستی ،مقابل باطل ،ثابت که نتوان آنرا انکار کرد ،از نامهای خدا ،عدل داد انصاف و یقین و نصیب و بهره و مزدو ملک ومال هم معنا شده است این تعاریف در لغت نامه معین آمده است به نظر میرسد این تعاریف ربطی به هیچ ما و منی ندارد و معلوم نمی کند که حق چیست ؟ قبلا در نوار های کاستی که از احمد فردید گوش دادم شنیدم که ایشان حق را ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مهاویرا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 18:51 واقعیت و حقیقت2
هفته پیش برای روشن شدن بحث بازخوانی داستان پیل در اتاق تاریک مولوی را نوشتم که مطلب ناقص پست شد و بعدش فرصت نبود و الا چه بسا با خواندن آن برای دوستان ذهنیت ها تکرار نمی شد خوب حالا نصف شب است ومن فرصت دارم مسئله را کمی باز کنم،بایستی توجه کرد که اصل و محور سوال چیست ؟من گفتم در طول تاریخ بین واقعیت و حقیقت و ضد این دو یعنی مجاز و باطل همیشه انسان سرگردان شده است و نتیجه این سردر گمی دسته دسته شدن آدمها بوده است واین مرز بندی ها در حدی بوده است که انسانها را نسبت به هم بسیار دور کرده است و در بسیاری موارد آنها را دشمن هم ساخته و چه قتل عام ها که از قبل این دشمنی ها رخ داده است و الان که انسان مدعی رسیدن به عصر روشنگری و علم و تکنولوژی می باشد این وضع به مراتب خطر ناکتر هم شده است به اصطلاح تیغ در دست زنگی مست یا اینکه خری صاحب شاخ شده است . من فکر میکنم این شرایط نا خرسند کننده را همه درک میکنیم فقط کافی است در عصر ارتباطات از طریق ایترنت و ماهواره به تشتت ابنا بشر در رنگ مذهب زبان نژاد تاریخ فرهنگ و خیلی از عناصر دیگر نگاه کنیم آنوقت به اهمیت هضم این قضیه پی می بریم در این رابطه از دیر باز چند رویکرد وجود داشته است که بدان اشاره می کنم : ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مهاویرا در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 17:52 واقعیت و حقیقت؟
در هزاران سال تفکر بشرمشغول حل مسئله ی حق و باطل (حق نما) شده است وحتی در مباحثی تفاوت انسان با سائر حیوانات را داشتن قدرت تشخیص در انسان ذکر کرده اند ولی هنوز مشاهده میشود که انسانها در بسیاری از موارد می پرسند که حق با کیست ؟ یا کدام ایده برحق است ؟ و یا حرف چه کسی را باور کنیم ؟واین دلمشغولی نیز بسته به سطح تکنیکی بشر از مصادیق متعددی برخوردار شده است در فرهنگ شفاهی حق و باطل مرز دیدن و شنیدن را در بر میگرفت و چهار انگشت با هم فاصله داشت د ر فرهنگ کتابت سند و مدرک معتبر از سند جعلی و ساختگی این دو را جدا میساخت در فرهنگ صنعتی و فرا صنعتی که عصر حاضر را در بر میگیرد نیز این دغدغه بحثهای خود را دارد و در ماهای اخیر نیز در جامعه ی ما این مسئله فراوان مشاهده می شود که انسانهای زیادی در مواجهه ی با اقوال و نوشته های متضاد و فیلم های مختلف که بعضا در رابطه با یک مسئله چندین روایت را گزارش میدهند ،سرگردان و پریشان از خودشان و دیگران می پرسند حقیقت چیست؟ و می دانید قدمت این سوال به درازای عمر انسان است! و اولین مرحله آن به دخالتهای ذهن و زبان در ارائه جایگزین واقعیتها بر می گردد و در همین مرحله ها بوده است که اقرار زبانی و بعدها سوگند خوردن باعث می شده است که قلب و زبان آزموده شوند و در مراحل دیگر نیز علم و تکنیکهای زیادی رشد کرد تا به انسان در تشخیص سره از ناسره کمک کند در اینجا لازم است اشاره ا ی به لغات و واژگان نسبتا زیادی که این تقابل را نشان می دهند داشته باشیم که خو گویای کسترده بودن این مسئله در نزد انسان است کلماتی مثل حق و باطل زشت وزیبا درست و نادرست شایست و ناشایست سفید و سیاه خوب و بد راست و دروغ اشه و دروج معتبر و بی اعتبار مسند و بی سند حقیقی و مجازی واقعی و غیر واقعی طبیعی و مصنوعی عینی و ذهنی و بسیاری واژگان تقابلی دیگر که در عرصه های مهمی از گفتار و نوشتار و فیلم و دیگر عرصه های ارتباطی دیده میشود حکایت از عمق وگستره ی این موضوع دارد و نشان می دهد د ر کمتر مسئله و موضوعی است که انسان بر سر این تشخیصها نباشد گویی ما انسانها دائما در حال مواجهه با متضادها متناقضها و تشابه ها و تفاوتها هستیم و دائما نگران این هستیم که ناسره ها هوش و حواس ما را گول نزنند و یا فریب ندهند ولی در بسیاری از موارد هم دروغ ها و فرعی ها باطل ها مجازها پیروز میدانند و ما بازنده ایم :چرا؟ |+| نوشته شده توسط مهاویرا در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 12:29 سلام به همه دوستان
مدتی این مثنوی تاخیر شد ...
دو سه هفته قبل شایان برام نوشته بود لعنت به این انتخابات که همه چیز رو تعطیل کرد من هم قبول دارم که با وضع پیش آمده دل و دماغی نبود اگرچه بی خبری من دلایل دیگری هم داشت ،حالا سعی میکنم مثل قبلتر ها منظم تر بیام البته دوستان هم بیشتر سر بزنند و نظر بدند . یک نکته دیگه هم که بایستی تذکر بدم اضافه شدن لینک های وبلاگم هست که نشانگر پرسه های من است که امید وارم نتایج آن در وبم دیده شود . چند نفر از دوستان هم جهت ارایه کلاسهای خوانش و پاسخ به سوالات نظراتی داده بودند که مورد توجه قرار گرفت وسعی خواهد شد در ادامه مسیر از آنهااستفاده شود . الان هم برای خالی نبودن عریضه خوب است دوستان به سوال زیر جواب دهند : " آینده پیشرفته و توسعه یافته ایران در گرو چیست ؟و کدام ماهیت و وضعیت میتواند آنرا رقم زند؟" |+| نوشته شده توسط مهاویرا در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 0:44 |
|
