اخيرا نها د هاي مرتبط با وزارت بهداشت اعلام كردند كه بايد از كليه مسافران ايراني كه از تايلند بر مي گردند آزمايش
HAV بعمل آيد . يكي از دوستان هم كه به چند كشور جنوب شرقي آسيا از جمله تايلند سفر كرده بود گذشته از هزينه هاي گزافي كه ايرانيان متحمل مي شوند وضع ايرانيان را در آنجا نسبتا بد توصيف مي كرد مسائلي چون قاچاق مواد مخدر و بادار كردن زنان تايلندي كه نشانه فرهنگ جنسي غلط مي باشد از جرم هاي فاحش ايرانيان ذكر مي شود . شايد به زودي تايلند نيز به ايرانيان به راحتي ويزاي سفر ندهد.تابحال بررسي نشده كه به ويژه بعد از انقلاب چقدر ايرانيان براي خوش گذراني راهي كشور هاي ديگر شده اند البته ذكر اين مورد در فهرست كار هايي كه فاصله بلوغ تا ازدواج را پر مي كند به منزله اختصاص آن براي اين محدوده ي سني نيست بلكه احتمالا متاهلين كه توان مالي بيشتر دارند از سفر براي خوش گذراني بيشتر استفاده مي كنند و اين رويه از زمان قبل از انقلاب در ايران آغاز شد وبعد از انقلاب اهميت بيشتري پيدا كرد . در اينجا همخوابگي يك جوان ايراني با يك كارگر جنسي در تايلند را فرض كنيد خروج ارز و ضرر اقتصادي آن به منافع ملي و خطر و زمينه هاي بيماري زاي فراوان آن كه در زمان بعد از سفر دامن خانواده هاي ايراني را مي گيرد را هم در نظر نگيريد تنها به هماغوشي يك جوان سالم ايراني با يك زن بدبخت بيمار و بي ريخت تايلندي فكر كنيد كه در شبانه روز با دهها مرد از سراسر دنيا مي خوابد و با هر كدام بصورت كليشه اي طوري برخورد مي كند كه به لذت جنسي برسند . در مطالب بعدي فرق اين رابطه كه به عنوان فحشا شناخته مي شود چون تن در مقابل پول معاوضه مي شود را با سكس خواهيم گفت و در اينجا آنرا با سكس سبك كه گفته مي شود مقايسه كنيد و انساني تر بودن و طبيعي تر بودن و كم خطر بودن سكس سبك را با آن بسنجيد .
در يكي دو دهه اخير چندين پرونده سنگين قتل هاي زنجيري در كشور به روي ميز دادگاه رفت كساني چون خفاش شب سعيد حنايي و محمد بيجه و پرونده كرمان و خميني شهر و پاكدشت و ...نمونه هايي از اين دست بودند آنچه بايد در نظر آوريد لحظه ايست كه يك جاني زن و يا دختر و بچه اي بيگناه را براي جواب دادن به نياز هاي شهواني خودش قرباني مي كند آنهم به چه وضعي ! تصور اين صحنه ها روح انسان را خسته مي كند و منزجر ! در مورد پرونده سعيد حنايي آمده بود كه اين فرد به خاطر از بين بردن زنان فاسد تصميم مي گيرد خودش آنها را سر به نيست كند ولي از نفر دوم وسوم به بعد قبل از كشتن آنها ابتدا به آنها تجاوز كرده است و پس از تمام شدن كارش (رفع نيازش )با روسري سرشان يا جوراب و شال آنها را خفه مي كرده است. 18 زن به قتل رسيدند و 18 مورد خانواده به نابودي كشانده شد اينرا با مقياس قرآن بسنجيد كه مي گويد مرگ يك نفر مساوي مرگ همه ي انسانهاست !! آيا اين موارد انساني است يا اينكه دختري و پسري پس از سالها آشنايي كه در محل و مدرسه و خانواده براي آنها بوجود آمده با آگاهي دو خانواده و بلوغ و درايت خودشان و كسب آموزش هاي لازم با هم خلوت مي كنند و به هم عشق مي ورزند و از يكديگر لذت مي برند !!! راستي كدام يك موجه تر است .
يكي از فريب هاي تمدن براي رفع نيازهاي كنترل نشده و بي تربيت به مدد سنت ازدواج و به حاشيه بردن سكس و عشق توليد و گسترش فحشاست، به موقع تكليف فحشا را در نظريه تثليث روشن خواهم كرد .يكي از شعار هاي تثليث اين است كه سكس با فحشا از زمين تا آسمان فاصله دارد. در اينجا فريب تمدن را مي گويم توليد فحشا كه امروزه در غرب به وفور ديده ميشود .فحشا چيست ؟اجمالا :فسادي سازمان يافته براي فروختن تن به از همه جا رونده هايي كه نياز جنسي شان متورم شده است و البته همچنين به خوش گذران هايي كه بوي تعفن خود خواهي شان محيط را به كثافت مي كشاند . ابزار اين كار استفاده از زنان امحاي شخصيت شده و له شده كه در قاچاق زرد به دام مي افتند مي باشد .البته تمدن به مدد سرمايه داري به قدري اين تن بيمار فاحشه را بزك كرده و او را تامين مي كند كه سرتان سوت بكشد و با دميدن اين نفس شيطاني در ابزار و تكنيك مادي جلوه هايي را از آن مي سازد كه نگو و نپرس.هيچ از خودتان پرسيده ايد فاحشه كيست؟دختر و زني كه روزي به مردي يا پسري بي كفايت دل داد و به پايش از دل و جان مايه گذاشت و بلاخره انگ جامعه را خورد و چند نامرد ديگر پي او افتادند و چند بار ديگر او را فريفتند و رازهاي تنش را با هم واگويه كردند تا رسوا ي عام و خاص شد و حالا سطل آشغالي است براي كثافت كاري اين چند نامرد تا هر وقت نا كامي هاي بستر رسمي شان بي لياقتي و ناتواني شان را به رخشان مي كشد قدم رنجه كنند و مامان محل را به تيمار دردهاي شهوانيشان به ضرب پول هاي كثيفشان در آورند كه از اين هم حقير ترند، بيشتر وقتها پول فاحشه را هم بالا مي كشند و به ضرب كتك و فحش و ناسزا پاي از گليم بدر مي برند اصولا شغل هاي قوادي و ...كشي . و...كشي از مشاركت چنين زن هاي ضربه خورده اي با چند تن نامرد بوجود آمد كه اين چند نامرد جديد با فاحشه اينطور بستند ما تو را مي پاييم و پولت را نصف مي كنيم يعني چاقو كش فاحشه شدند تا هر كسي كه خواست دودر كند را سر جاش بنشانند .در نظريه تثليث فاحشه و فاحشگي بازتوليد نظام معنايي است كه در آن تنها راه ارتباطي زن و مرد به ازدواج خلاصه شده است والا با درك درست مفهوم سكس و عشق جايي براي اينهمه نامرد شدن نمي ماند در اين نظريه مرد ديوار بلند مستحكم گليني است كه شاخه هاي مواج نيلوفري زن را بر دوش مي كشد تا هم از پايمال شدن لطافت زنانه پيش گرفته باشد و هم زمختي وجودش را به تلالوي اين محبوب دو چندان زيبا سازد . در حالي كه در اين روزگار مردانگي به چه پفيوزي در مي آيد وقتي كشيك مخروبه اي باشد كه منتظر است صداي هن هن شغالي كه بر تن ضعيفه اي چنگ مي كشد تمام شود و سهم خودش را بگيرد .به قول گاندي آن مرد قرنها من از چنين مرد بودني خجالت مي كشم .خدا مي داند چقدر زيبايي و پاكي با اين كارها به گه كشيده مي شود .
ادامه مطلب
دنيايي از تحليل روابط زن و مرد در ذهنم براي نوشته شدن سنگيني مي كند و از سويي تابو هاي فرهنگي و نبود مراكز سكسولوژي وحوادث ريز و درشت روزمره در اين باره در كنار مسائل ديگر نوشتن را به كاري سخت بدل مي كند عطش دانستن و رسيدن به غايت داده هاي روز و ديدن يك افق نظري، گفتن و نوشتن را به تعليق وسوسه انگيزي در مي آورد، با اين حال حكم كسي را داشتن كه دل به دريا مي زند تا حال ممكن را به خامه قلم درآورد و از استنطاق انباشت ذهن سخن بگويد در اينجاست كه هر سوالي و نقدي تورا منظم تر مي سازد پس پيش به سوي نقد بي رحمانه و جدي و با سپاس از دوستاني كه پرسيدند و نقد كردند و به اين كار ادامه مي دهند.
"سكس سبك" يعني اينكه با توجه به فرهنگ فكري و سنتي موجود دختران باكره بمانند ولي اين مسئله مانع از داشتن لذت جنسي قبل از ازدواج آنها نشود ودر فاصله بلوغ تا ازدواج پسران و دختران امكان داشته باشند از خودشان لذت ببرند ، اينكه چطور ممكن مي شود را در اينجا توضيح مي دهيم با ذكر اين نكته كه در مطالب اصلي مربوط به تبيين سكس و عشق و زناشويي آنرا ذيل بحث سكس بررسي خواهيم كرد براي همين بايد گفت "سكس سبك "همان سكس است و صفت سبك براي آن به هدفي بر مي گردد كه براي اين نوع سكس تعريف مي كنيم .اما هدف چيست ؟ براي ترسيم هدف اين سطح از روابط زن و مرد (دختر و پسر ) بايد اصل مسئله را مجدد در نظر آوريم . در جامعه فعلي ايران فاصله بلوغ تا ازدواج بيش از يك دهه مي باشد در اين مدت كه براي برخي طولاني تر هم مي شود و براي بعضي بسيار سخت است كه دست به سياه و سفيد نزنند گفتيم سنت فرهنگي و فكري موجود كاري كرده كه سر از چنين فهرستي در آورديم:
خود ارضایی ـ دوست دختر و دوست پسر گرفتن ـدختر بازی ـ هم جنس بازی ـ آزار جنسی کودکان ـ تجاوز به عنف ـ زنای با محارم ـ فساد سازمان یافته ـ اغفال دختر و زنان آسیب دیده ـ زنان خیابانی ـ زنان تلفنی ـ خانه های فحشا ـازدواج های جنسی ـ سفر به ترکیه و تایلند و دبی و خلاصه خارج هر جا غیر از ایران ـ عشق های عشقی و زود گذر یا همان نیاز جنسی متراکم شده ـ متلک گویی به زن و دختر مردم ـتماشای دیوانه وار صنعت پرو نو گرافی یا هرزه نگاری ـ چت کردن جنسی و دیدن شبکه های سکس ماهواره و اینتر نت - مطالعه ی داستان های سکسی و ورق زدن مجلات زنان برهنه و نیمه برهنه ـ بلعیدن فیلم و عکس و و حرف زدن و گوش کردن شهوانی قصه های همدیگر ـ تخیل و خواب و تفال و جادو و جنبل کردن برای جذب طرف مورد نظر ـ تور انداختن اسیر کردن و آویزان شدن ـ حتی دانشگاه رفتن و کلاس زبان و موسیقی چلغور کردن و دهها سنگ دیگر به تاریکی انداختن از جمله باشگاه های زیبایی اندام و پرورش اندام و مصرف قرصهای چاقی و لاغری و در واقع رو فرم بودن برای لذت از سائقه های جنسی و سکسی ـ لاس خشکه با همکاران اداری ـ پرسه زدن در خیابان و پاساژ و مجتمع های خرید و دید زدن هرچه مد روز است و عطشناک کردن خود و دیگری و در کنار این همه ازدواج مصلحتی و به ندرت ازدواجی استثنایی....آری این فهرست در حال حاضر فاصله ی بلوغ تا ازدواج را در جامعه ی ما پر می کند .
در فهرست فوق جز دوست دختر و دوست پسر داشتن و برخي ازدواج ها(استثنائي،مصلحتي )مابقي رفتارها يا جرم و خلافي سنگين است يا بسيار پر ضرر و مخاطره آميز و تصور هر كدام از اين موارد و كثرت موجود آن در جامعه ي فعلي ذهن و ديد ما را براي پذيرش خطا و ضرر سكس سبك آماده مي كند و در مقايسه نشان مي دهد كه سكس سبك به مراتب از اين موارد انساني تر طبيعي تر عقلاني تر و حتي ديني تر خواهد بود نمونه هاي بعدي را با دقت بخوانيد : مادري در حال شستن لباس در حياط منزل به طور اتفاقي از پنجره اتاق خواب، پسرش يا دخترش متوجه مي شود كه فرزندش در يك خلسه ذهني با شور و حرارت زيادي در حال لمس كردن اندام هاي جنسي اش هست تا آخر داستان ، بعدا اين مادر مي فهمد كه فرزندش هر دو سه روز يك بار به اين كار مي پردازد بسته به قدرت درك مادر يا پدر چه اتفاقاتي با ديدن اين صحنه ها مي افتد را تجسم كنيد حتما ياد اين توصييه روانپزشك ها مي افتيد كه نوجوانان را تنها نگذاريد و يا به هر صورت آنها را مشغول كنيد تا خسته شوند و از منزوي بودن آنها ممانعت بعمل آوريد واقعا چقدر اين كارها كه معلوم نيست چقدر تبعات بوجود آورده توانسته مانع خود ارضايي شود آنهم با شرايط زندگي هاي امروزه كه گاه پدر و مادر هر دو تا ابتداي شب در منزل نبوده و براي يك لقمه نان مي دوند !!
"باز ديروز افتضاحي به پا شد .معقول يكماهه فروردين راحت بوديم.اول ارديبهشت ماه جلالي و كوس رسوايي سر ديوار مدرسه .نزديك آخر وقت يك جفت پدر و مادر ،و بچه شان در ميان،وارد اطاقم شدند. يكي برافروخته و ديگري رنگ و رو باخته و بچه شان عينا مثل اين عروسكهاي كوكي. و سلام عليك و نشستند.خدايا ديگر چه اتفاقي افتاده است ؟ منكه ديگر جانم به لبم رسيده !هي تصميم مي گيرم ول كنم و هي بي حالي نمي گذارد .چه خبر شده كه خانم سرافرازمون كرديد؟
مرد اشاره اي بزنش كرد كه بلند شد و دست بچه را گرفت و رفت بيرون و من ماندم و پدر. او سر تا پا غيض و نفرت و من سر تا پا سوال .اما حرف نمي زد . بخودش فرصت مي داد تا عصبانيتش بپزد.عجب گيري كرده بودم .سيگارم را در آوردم و تعارفش كردم .مثل اينكه مگس مزاحمي را از روي دماغش بپراند سيگار را رد كرد و منكه سيگارم را آتش مي زدم فكر كردم لابد دردي دارد كه چنين دست و پا بسته و چنين متكي به تمام خانواده به مدرسه آمده.حتما خطري هست كه بسيج كرده. باز پرسيدم:
خوب،حالا چه فرمايشي داشتيد؟
كه يك مرتبه تركيد:اگه من مدير مدرسه بودم و همچه اتفاقي مي افتاد شيكم خودمو پاره مي كردم.خجالت بكش مرد برو استعفا بده تا اهل محل نريختن تيكه تيكه ات كنند دو تاگوشتو وردارو دررو .بچه هاي مردم ميان اينجا كه درس بخونن و حسن اخلاق.نميان كه...
-اين مزخرفات كدومه آقا !حرف حساب سر كار چيه؟ و حركتي كردم كه او را از در بيندازم بيرون. اما آخر بايد مي فهميدم چه مرگش است . پدر سوخته توي اطاقم و در حين انجام وظيفه فحشم مي داد .آنهم آنطور بمدير يك مدرسه. فراموش كرده بود كه سرنوشت دست كم يكسال از عمر بچه اش دست من است .چنان قد قواره اي را زير ماشين خرد مي كنند و كسي نيست بهشان بگويد بالا چشمتان ابرو ست. لابد اين مردك بيخود سك بدهانش نبسته. ولي آخر بمن چكار دارد ؟
-آبروي من رفته. آبروي صد ساله خونوادم رفته.اگه در مدرسه تو رو تخته نكنم نخم بابام نيستم. آخه من ديگه با اين بچه چكار كنم ؟تو اين مدرسه ناموس مردم در خطره . كلانتري فهميده. پزشك قانوني فهميده. يك پرونده درست شده پنجاه ورق. تازه ميگي حرف حسابم چيه؟حرف حسابم اينه كه اين صندلي و اين مقام از سر تو زياديه. حرف حسابم اينه كه ميدم محاكمه ات كنند و از نون خوردن بندازنت...
ادامه مطلب
نظریه شامل چندین گزاره خبری متصل و مرتبط به هم است که بتواند واقعیت و موضوع علم را توصیف و تبیین کند و در این صورت بندی جدید از واقعیت و موضوع کارامدی نظریات گذشته را با آنچه آن نظریان نتوانستند بدان پاسخ کارامد بدهند را جمع آورد یعنی آن بخش از نظریات گذشته که جوابگوی مسائل بوده است را در خود دارد بعلاوه بخش دیگری که نظریات گذشته فاقد آنند بعنوان مثال نظریه تثلیث وجوه سه گانه روابط زن و مرد ضمن پرداختن و نقد سنت ازدواج در وضعیت فعلی به تئوریزه کردن وجوه سکسی و عشقی رابطه ی زنان و مردان می پردازد به عیارت دیگر هم به بازشناسی مفهوم ازدواج و تبیین جدید آن که در نظریه سنت فکری و فرهنگی موجود است پرداخته و هم وجوه ارتباط سکسی و عشقی را در عرض ازدواج عرضه می کند مقوله ای که در نظریه سنت مغفول واقع شده و در طول مفهوم ازدواج مچاله شده است . در مباحث آینده با ذکر گزاره های نظریه تثلیث تمایز آن با نظریات دیگر به وضوح می رسد .
هر هفته با خواندن نظرات بازدید کنندگان وبلاگ انگیزه ی بیشتری برای نوشتن سریعتر نظریه تثلیث پیدا می کنم و هرچه پیش می روم نیاز مبرم تری به نقد های جدی و اساسی را احساس می کنم باید تذکر دهم که بحث خانواده و ....از منظر مسئولین نیز به تدوین راهبرد های رسمی کشانده شده است و طرح دیدگاه های مختلف در این رابطه نشان می دهد در وضعیت کنونی بسیاری از اندیشمندان جامعه به مسائل زن و مرد و خانواده پرداخته و متوجه ضرورت تحول بنیادی در راستای ساخت نهاد خانواده و مدیریت زن و مرد شده اند .پر واضح است طرح نظریه تثلیث از یک دهه قبل تشخیص درست ضرورت پرداختن به این حوزه را نشان می دهد و مقایسه آن با دیدگاه های محافظه کارانه که در این روزها ارایه می شود (تاریخ برگذاری سومین نشست راهبردی تدوین راهبرد زن و خانواده ۱۸ دی ۱۳۹۰)ضرورت یک انقلاب در مباحث جنسی جامعه را گوشزد می کند چیزی که با نگاه محافظه کاران بعید به نظر می رسد تحقق یابد .نظریه تثلیث بر مبنای عقل و با نگاه به منابع عرفی و عینی و دینی صورت پذیرفته است و یرای تعمیق مباحث به نظرات جدی زنان و مردان احتیاج دارد (بویژه زنان از این بعد که نگاه جنسیتی را تعدیل کنند).بدین ترتیب این یادداشت اهمیت یافت تا سخنی با خوانندگان محترم که هر روز زحمت بازدید وبلاگ را به خود می دهند داشته باشم و به جد از آنها بخواهم که پس از خواندن هر مطلب نظر خود را ولو مجمل بنویسند تا برای پیشبرد درست تر نظریه از آن نظرات سود ببریم . با تشکر مهاویرا
در فاصله بلوغ تا ازدواج كه بيش از يك دهه مي باشد دختران وپسران جامعه ما در حال حاضر چون در فضايي ضد ارتباط وفاقد آموزش جنسي و سكسي بسر مي برند نمي دانند با تحولات جسمي خود در سنين بعد از بلوغ چه كار كنند !از سويي نياز رو به افزايش ميل جنسي را در خود مشاهده مي كنند و ازسوي ديگر حجاب ها و ديوار ها و تابو ها و خط و نشان هايي كه فكر و خيال و نزديك شدن به جنس مخالف را از آنها دور مي كند ،آنقدر هزينه ارتباط با كسي كه دوستش دارند بالا و پر دردسر است و نياز به گذشتن از چند پرتگاه دارد كه چه بسا بسياري از خير آن بگذرند و خودشان را با چيز ديگري سرگرم نمايند و بيشترين به سراغ كم هزينه ترين مي روند كه ممكن است پر ضررترين هم باشد . در پست قبلي به دو زير ساخت ايجاد فرهنگ ارتباط زن و مرد و آموزش ارتباط سكسي و عشقي و و غيره در زن و مرد پرداختيم و يكي از روش هاي ارتباط سكسي در اين دوره را كه مقدمه ازدواج مي باشد سكس سبك عنوان كرديم و حالا در اينباره توضيح مي دهيم .
دختر وپسري را در نظر داشته باشيد كه بالغ شده اند و در فضاي فرهنگ ارتباط بوده و سالها آموزش هاي لازم را درباره تن و روان زن و مرد و نياز آنها به داشتن ارتباط سالم و مفيد ديده اند و گواهي لازم را براي موفقيت در اين دوره هاي آموزشي كسب كرده اند و در حال حاضر پس از سالها آشنايي و دوستي كه خانواده هاي آنها نيز از اين معاشرت ها با خبر بوده اند نسبت به هم علاقه و تمايل نشان مي دهند به اين شكل كه اين دختر وپسر لحظاتي را با هم بسر مي برند و با هم به تفريح و ورزش و كلاس درس و سينما و فعاليت هاي ديگر مي پردازند وگاه گاه پيش آمده است كه با هماهنگي دو خانواده به سفر هاي كوتاه رفته اند و درنظر بگيريد كه كم كم بين اين دو نفر تمايلات جنسي و سكسي بروز مي كند و اين دو كشش ها و سائقه هاي يكديگر را احساس مي كنند ولي اين دو هنوز از فرداي خودشان هيچ خبري ندارند و اينكه چقدر براي هم مناسبند را تنها با تكيه بر تشخيص خانواده و سالهايي كه دوست و آشنا بوده اند ارزيابي مي كنند .در اين وضعبت دو سوال وجود دارد كه شرايط ايندو را به كنكاش بيشتر وا مي دارد 1-طبق آموزش هايي كه به اين دختر و پسر داده مي شود آندو نيازهاي جنسي را چگونه برآورده مي سازند؟چنانچه ايندو به هر دليلي چند سال پس از ارتباط داشتن نتوانند با هم زندگي زناشويي داشته باشند تكليف چه مي شود؟ براي جواب به اين دو سوال در نظر بگيريد كه فضاي فرهنگ ارتباط جا افتاده است و هنجار تلقي مي شود يعني در خانه و مدرسه ادبيات و فلسفه ي ارتباط زن و مرد بيان مي شود و تسهيلات و امكانات براي تحقق آن طراحي شده است و آموزش هاي لازم براي ارضاي نياز جنسي، نحوه ي بارداري و محبت كردن و ارتباط برقرار كردن با روش هاي متعدد داده شده باشد كه البته آموزش هاي فيزيولوژيك دقيق و اندام شناسي دقيق مورد نظر است كه امري شدني است .اما جواب
در نظر داشته باشيد در فضايي كه نياز به موقع و به اندازه پاسخ داده مي شود از متورم شدن نياز كه به شكل عقده در مي آيد جلوگيري مي شود نياز جنسي هم در فضاي فرهنگ ارتباط زن و مرد و دختر و پسر بخلاف نظر مخالفان ارتباط نه تنها تشديد نمي شود بلكه روان و ساري و جاري مي گردد و در كنار آموزش و هدايت آن و پاسخ به آن آرام نيز مي گردد و چنانچه اين پاسخ ها از همان ابتداي بلوغ به جا و به اندازه باشد فرد از بهداشت رواني بهتري برخوردار شده و شخصيت سالم تري را بوجود مي آورد و نياز هاي عادي شخص بدل به عقده و نيازي پيچيده و بد شكل نمي شود چيزي كه نتوانيم آن را فهم كنيم. در اينجا به تمام اشكالات زباني، دركي و ارتباطي و غيره بينديشيد كه در وضعيت داشتن عقده دو چندان مبهم مي شوند .در اينجا دو فرضيه پرداخته شد كه عبارت است از :
يك:
ارتباط باعث فساد است
دو:
ارتباط مانع فساد است
در نظريه تثليث اعتقاد به فرضيه دوم پايه و اساس مباحث را شكل مي دهد .
در جواب سوال اول پاسخي از يك قبيله بومي اهل گنگو را مي آورم و بعد توضيح مي دهم . لازم است بيان كنم مطالب زيادي به ذهن مي رسد كه براي آماده كردن بحث بايستي بيان ميشد ولي از ذكر آن مي گذرم تا اصل بحث بيان شود دختر و پسري كه در بالا فرض كرديم را درنظر داشته باشيد و آنها را در وضعيت داشتن رابطه سكسي تصور كنيد و فرهنگ ارتباط و آموزش هاي لازم براي شناخت تن و جسم يگديگر را براي آنها در نظر آوريد هم چنين خانواده هاي آنها را دست پرورده همين فضا بدانيد حال بدون هيچ پنهان كاري و بدون هيچ عقده اي رابطه سكس سبك را در ميان آنها چنين در نظر بگيريد : در ميان يكي از قبائل بومي كشور گنگو از شخصي پرسيدند در ميان اين مردم بومي قبل از ازدواج زنان و مردان چه مي كنند او جواب داد كه اندام جنسي زن از دو قسمت تشكيل شده است بخش بيروني و بخش دروني و ادامه داد بخش بيروني اندام به كار ارتباط قبل از ازدواج مي آيد و بخش دروني آن به كار بعد از ازدواج . يعني در اين قبيله زن و مرد و يا دختر و پسري كه هنوز ازدواج نكرده اند اينطور بار آمده اند كه قبل از ازدواج كاري با درون اندام جنسي زن نداشته باشند و آنرا براي پس از ازدواج بگذارند پس سكس سبك رابطه جنسي است براي رسيدن به ارگاسم نه بارداري و چنانچه شناخت اندام دقيق باشد رسيدن به ارگاسم نيازي به دستكاري پرده بكارت و يا سكس مهبلي نيست به ويژه براي دختر و پسري كه هنوز تداوم ارتباط شان قطعيتي ندارد ،بايد كنترل و هدايت اين رابطه را جزء آموزش هاي آنها در نظر داشت . در اين رابطه كنترل خانواده كاملا موثر خواهد بود كه آنرا از طريق زمان و مكان با هم بودن دختران و پسران بايستي اعمال كنند . اين وضعيت امكانات و دانش و اطلاعات خود را مي طلبد دور نرويد كه در وضعيت فعلي هم امكانات و دانش ويژه اي مصرف مي شود و در هر وضعيت هزينه و تلفات و خطا وجود دارد منتها اينكه خطا انساني تر شود براي نظريه اهميت دارد و به نظر مي رسد كم و كيف خطاست كه ارجحيت نظريه را به وضع موجود نشان خواهد داد.از اين نكته غافل نشويد كه وضعيت اجتماعي پس از استقرار نظريه تثليث به معناي اجبار براي داشتن رابطه دختر و پسر نيست بلكه به معناي تسهيل چنين رابطه هايي است آنهم براي آندسته از كساني كه با آگاهي و اراده به نياز خودشان پاسخ مي دهند و الا نظريه منافاتي با كساني كه به روش سنتي به سراغ ازدواج مي روند ندارد .
در چند پست قبلي با طرح ۵ مسئله قرار گرديد ابتدا جواب به اين پرسشها از نظر نظريه تثليث داده شود و سپس تقرير كامل وجوه سه گانه روابط زن و مرد را دنبال كنيم.
اولين مسئله بكارت دختران بود كه بدان پرداختيم و در پست اخير نتيجه گرفتيم كه موضوعيت بكارت در مفهوم ارتباط زن و مرد قبل از ازدواج اهميت يافته و با هنجار شدن ارتباط بويژه ارتباط سكسي و عشقي ،ثقل و صعب بودن تصورات و انتظارات راجع به بكارت از بين مي رود يعني جامعه اي كه به داشتن ارتباط قبل از ازدواج به عنوان يك ضرورت و ارزش نگاه مي كند و آن را نشانه مهارت و تجربه و پختگي مي داند به اين مرحله مي رسد كه بود و نبود پرده بكارت اهميتي ندارد . البته لازمه ي اين بي اهميتي هرگز بي بند و باري نيست چرا كه به ميزان آموزش و آزادي افراد ،فعال كردن عقل و استدلال و تحليل ذهن افراد شكل مي گيرد و اين تيپ از شخصيت فردي و اجتماعي مكانيزم هاي دفاعي خودش را دارد همچنين ميزان و جنس خطا در آن به مراتب انساني تر و عقلاني تر خواهد بود اين بحث را در جاي خودش بسط مي دهم . در اينجا براي اينكه اهميت مفهوم ارتباط را تذكر داده باشم تا بعد به آن بپردازم اضافه مي كنم كه اين ادعا كه ارتباط اعم از ازدواج است تنها بخشي از مفهوم ارتباط مي باشد و در اصل ارتباط تمام فعاليت هاي بشري را در بر مي گيرد از اين منظر دينها و مكاتب فلسفي به نحوه و چرايي و چگونگي ارتباط انسانها با حقيقت مي پردازند و علم به عنوان روشي خاص براي ارتباط يافتن با واقيعت دنبال شده است حتي در خرافات و جادو و جنبل انسانها به ارتباط مي انديشند . پس مفهوم ارتباط بسيار گسترده ذهن و زبان انسان را به كار مي گيرد و اينكه عصر ما به خاطر تكنولوژي ويژه آن عصر ارتباطات و اطلاعات ناميده مي شود اين گستره را بهتر بيان مي كند .
مسئله بعدي مسئله ۴ است چون ادامه بحث بكارت به آن بر مي گردد . مسئله را دوباره در اينجا مي آورم تا حضور ذهن ايجاد شود :
۴-در مطالب قبل آورديم كه مسئله ي جنسي در ايران،فاصله بلوغ تا ازدواج است چرا كه ديدم بر اساس آمار ازدواج حداقل يك دهه بعد از بلوغ اتفاق مي افتد. اينكه در حال حاضر سنت و عرف و واقعيت چطور اين فاصله را پر مي كنند،گفته شده است و ديديم كه در مجموع نا كارامد مي باشد . طبق نظريه تثليث اين فاصله بايد با سكس و عشق پر شود تا هر فردي با كسب تجربه ي لازم آماده براي ازدواج شود و چنين ازدواجي بهتر است و قابل پيش بيني است كه از دل همين تجربيات لازم بيرون مي آيد ،براي اينكه بگوييم چگونه سكس و عشق اين فاصله ي بلوغ تا ازدواج را پر مي كند از موضوعاتي چون سكس سبك و آموزش مختلط و فرهنگ رابطه ي زن و مرد كه هنوز در ايران مطرح نيست و يا هنجار نيست صحبت خواهيم كرد .
در اين مسئله راهكار پر شدن فاصله بلوغ تا ازدواج با سكس و عشق بيان مي شود و در جواب اين سوال كه چگونه اين كار عملي است دو زير ساخت و يك روش در نظر گرفته مي شود دو زير ساخت بستر فكري و فرهنگي و آموزشي ،جامعه و افراد را متحول مي سازد و پس از اين مرحله افراد با فراگيري سكس سبك دوران بحراني و لرزان و بي ثبات بلوغ تا ازدواج را با كسب تجربه و معرفت سپري مي كنند .
فرهنگ رابطه زن و مرد زيرساخت كلان در اين رابطه است و ذيل مباحث مربوط به مفهوم ارتباط گنجانده مي شود . با توليد نظريه ها و ادبيات لازم براي تعميق و گسترش مفهوم ارتباط سمت گيري هاي لازم براي طبيعي سازي و ضروري دانستن ارتباط زن و مرد در جامعه رونق مي گيرد و ارتقاي اين مسئله از غريزه به تعقل باعث ايجاد امكانات و تمهيدات آن مي گردد. در اين ادبيات ارتباط زن و مرد تسهيل مي شود و بسيار طبيعي و ضروري دانسته مي گردد و براي تحقق آن اقدامات گسترده اي تجميع مي گردد . با برنامه ريزي از سپردن امور به شانس و اتفاق جلوگيري بعمل مي آيد. فلسفه خلقت زن و مرد ،آرامش و سكون زن و مرد و به تبع آن جامعه ،توليد مثل و رشد موزون مواليد در اين ادبيات بررسي مي شود.
چنانچه ضرورت فرهنگ ارتباط زن و مرد براي انسان مبرهن گردد زير ساخت آموزش اين فرهنگ به راحتي دنبال مي گردد. آموزش فرهنگ ارتباط زن و مرد زير ساختهاي اجتماعي چون آموزش مختلط را از سنين پائين تا سن دانشگاه را شامل مي شود . البته اين آموزش مختلط در حال حاضر حتي درسن دانشگاه درايران مخالف دارد تا برسد به سن دبيرستان و مدرسه . همين مسئله تفكيك جنسيتي در محيط آموزشي نشان مي دهد كه در فكر و فرهنگ موجود چقدر ضديت با ارتباط زن و مرد توليد مي شود در مقابل بررسي هم نشده كه اين ديدگاه چقدر باعث توليد هم جنس گرايي (گي و لزبين )شده و مي شود. اين ديدگاه معتقد است دختر و پسر در كنار هم يعني آتش و پنبه در كنار هم و نمي بيند كه اگر دختر و پسري به هم علاقه مند شدند و ارتباط يافتند عين طبيعت است ولي اگر پسري با پسري و دختري با دختري به هم مرتبط شدند خلاف فلسفه خلقت است براي همين دائما اصرار دارد كه آموزش بايد غير مختلط باشد . در نظريه تثليث آموزش مختلط هدف نيست بلكه اين نحوه آموزش چون ساير وسائل ديگر براي رسيدن به فرهنگ ارتباط زن و مرد در نظر گرفته مي شود و به پشتوانه تحقيقات ميداني حد و اندازه وسائل سنجيده مي شود براي رسيدن به اين جواب كه آموزش مختلط آيا به آموزش فرهنگ ارتباط كمك مي كند مي بايست پژوهش و تحقيق لازم انجام شود و در اين رابطه تجربيات كشور هاي ديگر نيز راهگشا مي باشد . نكته آخر اينكه در آموزش فرهنگ ارتباط انواع و اقسام نيازها و زمانها و مكانها و انسانها لحاظ مي شود و به تمام موضوعاتي كه به رابطه زن و مرد بر مي گردد پرداخته مي شود و مسلم است اين آموزش سطح بندي هاي خاص خود را دارد. آموزش سكس سبك نيز به عنوان يك روش ارتباط سكسي از جمله همين آموزش ها خواهد بود كه در پست بعدي اشاره مي شود . در اينجا دو زير ساخت فر هنگ ارتباط و آموزش ارتباط رابيان كرديم .
در هفته گذشته در رابطه با مسئله بكارت دختران آورديم كه رسيدن به مرحله اي از هنجار اجتماعي كه در آن دختران محق باشند در رابطه با اندام خودشان تصميم بگيرند و چنان آموزش ديده باشند كه در اين تصميم سود و زيان خودشان را به نفع سودشان محاسبه كنند و ضعيتي مطلوب خواهد بود كه در آن وضعيت ديگر بكارت يك مسئله نبوده و نشانه چيزي يا ارزشي تلقي نمي شود يعني اين فرهنگ تثبيت شود كه دختري رابطه ي قبل از ازدواج خودش را پنهان نكند و ضرورت نداشته باشد كه دختري با وجود صدها رابطه ي قبل از ازدواج تا آن حد كه پرده بكارتش هم از بين رفته باشد و دست آخر با جراحي و دوختن پرده به همسر و اطرافيانش چنين وانمود كند كه هيچ ارتباط جدي با كسي قبل از ازدواج نداشته است و يا اين كه همه نوع ارتياط قبل از ازدواج داشته باشد و تنها پرده بكارت را حفظ كند و چنين بپندارد و بپندارند كه او باكره است، دست نخورده است ،پاكدامن است (در نظر دداشته باشيد كه آنال سكس و اورال سكس اين روزها بسيار شايع است ). مسئله ي بكارت براي پسران و مردان هم هست چرا كه ارتباط قبل از ازدواج براي آنها هم وجود دارد و اينكه پسران بتوانند ،چون پرده اي در اندامشان نيست كه آن را نشان دهد و دختران نتوانند، چون پرده نشان مي دهد ، از عدالت جنسيتي به دور است و اشكالات ديگري را به وجود مي آورد در حال حاضر همين بي عدالتي از زبان دخترات شنيده مي شود و چه بسا براي تعدادي از دختران انگيزه ارتباط قبل از ازدواج شود به هر حال در نظر بگيريد اگر حساب زرنگي باشد دختران و زنان هم چنين محاسباتي را دارند اينكه تصور كنيم دختران مي ترسند و عفيف ترند و غيره هرگز حس تنوع طلبي آنها را از بين نمي برد.
تا اينجا به اين نتيجه مي رسيم كه آنچه مهم است آماده شدن زن و مرد براي داشتن يك رابطه سالم و جدي است كه در دوران قبل از ازدواج بايد مقدمه چيني شود و زن و مرد بتوانند مهارت لازم را براي شناخت و ايجاد رابطه و تداوم آن كسب كنند اين ضرورت از نظر آموزشي بايستي به دوران قبل از بلوغ ارجاع شود و پس از بلوغ آموزش هاي هدفمند به زن و مرد داده شود تا چنانچه فردي به يك ارتباط جدي وارد شد بتواند با كمك خانواده و مشاوره هاي علمي رابطه اش را هدايت كند الزامي براي زود رس كردن موضوعات نداريم ولي امكانات اجتماعي و تعليم و تربيتي جامعه بايستي نهايت قضييه را برآورد داشته باشد تا افراد نيازمند را حمايت كند مباحثي چون آموزش مختلط در دوران نوجواني و جواني و آموزش خانواده ها و آموزش سكس و زناشويي به افراد بالغ همه در اين رابطه موضوعيت مي يابد .
اين وضعيت در فاصله بلوغ تا ازدواج باعث مي شود يك فرد همزمان با رشد طبيعي تن و روانش براي تكميل اين روند داشتن رابطه را مفيد تشخيص دهد چرا كه مقوله شناخت خود از مسير شناخت ديگران و در اربطه با ديگران كامل مي شود .يك فرد به تنهايي خودش را نخواهد شناخت و اين با ناديده گرفتنش و يا عقب انداختنش حل و فصل نمي شود .منتها رابطه در اين دوران بايستي يك رابطه سبك و كم هزينه و مفيد باشد و تعريف اين رابطه اگرچه مشكل است ولي لازم و ضروري مي باشد . در اين فاصله زن و مرد با داشتن رابطه سكسي و عشقي مي توانند ضمن پشت سر گذاشتن بحران هاي جسمي و رواني و غيره براي امر خطير ازدواج آماده شوند و چنانچه رابطه قابل رشد و پرورش نباشد به سادگي و با كمترين هزينه و تعهد قطع گردد. در اينجا يك مثال به روشن شدن برتري اين ديدگاه به ديدگاه رايج امروزي كمك مي كند :در نظر داشته باشيد دختري و پسري در سنين ۱۸ تا ۲۴ با هم ازدواج مي كنند(چنانكه امروز رايج است) دو فرزند هم داشته باشند و پس از چند سال اختلاف و اذيت و آزار طلاق بگيرند و يا درگير هاي آنها به جرم ختم شود اين مورد را در پرونده ها بسيار داريم كافي است اين را با وضعيتي كه در نظريه دنبال مي كنيم مقايسه كنيد : دختري و پسري در سن ۱۸ و ۲۳ با هم آشنا مي شوند و ۵سال هم رابطه دارند ولي ازدواج نكردند آنگاه متوجه شوند كه تداوم رابطه شان ممكن نيست و از هم جدا شوند هزينه رابطه دوم به مراتب كمتر است اين برتري را زماني بهتر درك مي كنيم كه بدانيم بسياري از زن و شوهر ها زير يك سقف زندگي مي كنند از ناچاري است و مدت زماني كه با هم بودند را به حساب تعهد و ناچاري و اشتباه و ترس و غيره بگذاريد سوال اين است كه اين چه فايده اي دارد ؟
پرواضح است اين بخش نظريه هنوز براي اهل فرهنگ و سنت جامعه ما پر اشكال است و برخي از آن هرج و مرج و هرزگي و بي بند و باري را استشمام مي كنند ،ولي فعلا فهرست بلند بالاي جرم و جنايتي كه وضعيت فعلي در فاصله بلوغ تا ازدواج بوجود آورده است را به خاطر داشته باشيد و اجازه بدهيد ادله اين نظريه به طور كامل بيان شود و بعد نتيجه بگيريد . ما براي عمران و پيشرفت تكنولوژي و صنعت و كشاورزي زمين و زمان را به هم ريخته ايم و به همين دليل با خيش گاو وارد قرن بيستم شديم و با يك برنامه هسته اي از آن خارج گرديديم براي رسيدن به فرهنگي كارامدتر و انساني تر بايستي فرهنگ موجود را به طور جدي نقادي كنيم و يكي از مهمترين بخش هاي اين فرهنگ به وجوه ارتباطي زن و مرد بر مي گردد نظريه تثليث در راستا قابل ارزيابي مي باشد .
مسئله بكارت دختران در فاصله بلوغ تا ازدواج با وجود رابطه سكسي و عشقي و هنجار بودن آن منتفي مي شود . حد و مرز اين رابطه كه آنرا سبك و كم هزينه مي دانيم چيست ؟و چگونه ؟ در مسئله مفهوم نزديكي توضيح خواهيم داد كه روابط قبل از ازدواج به چه هدفي بايد طراحي شوند و كاركرد آنها چيست ؟
مطلب آخر اينكه رابطه اعم از ازدواج است طوري كه هر ازدواجي ارتباط هست ولي هر ارتباطي ازدواج نيست ما بايد به ترازي از درك مفاهيم برسيم كه ازدواج را نوعي خاص از رابطه ي زن و مرد بدانيم و آنرا از روابط سكسي و عشقي متمايز بدانيم ازدواج به معناي تعهد مسئوليت و قابليت ايفاي نقش پدر و مادري و مسئوليت اجتماعي و حقوق و اخلاق باشد نه لذت و عواطف و شهوات و تجربه و شناخت خود و ديگري و امتحان و آزمايش و ارزيابي و غيره .وجوه روابط سه گانه زن و مرد نيز بخشي از مفهوم رابطه است زن و مرد جامعه ما پس از شناخت دقيق اين وجوه سه گانه دهها نوع رابطه انساني و اجتماعي را بايد بياموزند تا آنها را با يگديگر خلط نكند .
در نظريه تثليث شناخت و پرداختن حق طبيعت انسان كه شامل بدن و تن و روان مي شود همانقدر اهميت دارد كه شناخت ارزش ها و سنت ها و آداب و رسوم و باورها و آموزه هاي عرفي و ديني چرا كه پرداختن به سه وجه Lust_love_familyسكس(نزديكي) عشق و خانواده مي طلبد، همه اين موارد به طور جد مورد بررسي قرار گيرد . پرده بكارت دختران از آنجا كه يك بافت و اندام است ولو Vistigalيعني باقيمانده و بي خاصيت شده ولي چون كاركرد اجتماعي يافته محل تامل است . در مطالب قبلي تا آنجا كه توانستم از زواياي مختلف به آن پرداختم در اينجا از اين منظر بدان مي پردازم كه پرده بكارت به دو وجه ارتباطي زن و مرد يعني سكس و زناشويي و تشكيل خانواده ارتباط مي يابد البته اين موضوع مي تواند به عشق نيز مربوط شود ولي اهميت آن براي دو وجه ديگر بيشتر است.اول از همه بايد گفت با تامل بر كار كرد پرده بكارت به اين نتيجه مي رسيم كه كار كرد آن في نفسه نيست بلكه اين اندام براي رسيدن به اهداف ديگري به كار مي آيد .قبلا گفتيم كه پرده اندامي مخاطي و پيوندي است كه در ابتداي دهانه مهبل در اندام جنسي دختران قرار گرفته است و انواعي دارد كه از هيچ تا به شكل كاملا بسته شامل مي شود .امروزه گواهي تشخيص نوع پرده و آموزش هاي لازم، نحوه برخورد با اين انواع را روشن مي سازد ، همچنين از بعد اجتماعي سه رويكرد عمده را بيان كرديم و از آنجا كه ما اين مسئله را در جوامع مسلماني چون ايران مورد بررسي قرار مي دهيم بيشتر با رويكردي روبرو هستيم كه به شدت به باكرگي دختران اهميت مي دهد . اين مسئله در فاصله سن بلوغ جسمي (جنسي ) تا ازدواج به يك معضل براي دختران و پسران تبديل شده است و قبلا ادعا كرديم كه اين مسئله هسته معضل بزرگي چون" فاصله بلوغ تا ازدواج" مي باشد و هم دختران و پسران يعني زنان و مردان بالقوه را سرگردان كرده و به دردسر انداخته و هم خانواده ها و سنت فكري فرهنگي را دچار تهديد نموده است چقدر دختر و پسري كه ارتباط دارند و پرده بكارت براي آنها مسئله شده است چقدر خانواده هايي كه نگران روابط فرزند جوانشان مي باشند چقدر دختر و پسري كه از دستكاري شدن خودشان درون برزخ چه كنم چه كنم افتاده اند چقدر هزينه هاي گزاف و زائد كه براي دور زدن قوانين اخلاقي وعرفي و شرعي صرف مي شود چقدر اين مسئله قاچاق مي سازد از جراحي قاچاق تا آبروي قاچاق چقدر سرپوش گذاشتن هايي كه از جسم و روان انسان ايراني و مسلمان مي كاهد و بهداشت تن و روان آنان را غارت مي كند چقدر دروغ و توليد نفرت چقدر حقه و كلك چقدر تخريب مرز هاي امن اجتماعي و بر باد رفتن سرمايه ها چقدر لذت همراه با زجر و رنج و نق زدن و سين جيم شدن و غصه و خفت و سركوفت و هدر دادن انرژي و نيرو و وقت چقدر گناه و معصيت چقدر بيراه رفتن و چقدر ازدواج اجباري و از روي ناچاري ،چقدر اتفاق و روبرو شدن با عمل انجام شده ،پدر آبرو مندي را در نظر بگيريد كه بر خلاف انتظارش چون از او پنهان گذاشته شده، مي شنود كه دخترش چنين شده يا پسرش چنين كرده چقدر دق كنيم دق بخوريم اصلا مي دانيد يكي از خون دل خوردن ها براي همين چيز هاست،خون دل يعني اشك هاي روان پسران و دخترانمان اشك هاي روان پدران و مادرانمان همان كه بودا مي گفت اگر جمع ميشد از آب اقيانوس ها بيشتر ميشد! چرا دختران ما بايد براي رسيدن به ازدواج به سكس تن بدهند و پسران ما براي داشتن سكس تن به ازدواج بدهند ؟چقدر ؟!!! من نگران تمام جوانهايي هستم كه در سن شوق و ذوق و فعاليت و شلدي در كنجي با خودشان فكر مي كنند در خلوتي مي گريند و نمي دانند چه كار كنند اين شامل تمام آنهايي كه اين فاصله بلوغ تا ازدواج را با اعمالي كه در فهرست قبلي به آن اشاره كردم پر مي كنند هم مي شود آنها كه خود ارضايي كردند آنها كه سرمايه هاي مادي و معنوي شان را بر باد دادند آنها كه كشتند كشته شدند مورد اذيت و آزار قرار گرفتند آنها كه به راههاي خلاف كشيده شدند سر از مشروبات الكلي و بنگ و حشيش و شيشه و نخ و برنج و فحشا و قمار زندگي در آوردند آنها كه بيرحمانه دزديده شدند و شكنجه و عذاب و هتك حرمت شدند و حيثيتشان ملكوك گرديد آنها كه عاق والدين شدند ننگ خانواده و شهر و ديار و مرام و يار آنها كه آواره شدند و فراري و برخي كه به آتش سوختند و سوزانده شدند آنه كه فاحشه شدند و نخ نماي ملت و انگشت نماي مردم آنها كه سر از كشور هاي بيگانه و غريب در آوردن و همه چيز شان را براي زنده موني از دست دادند، از اين شكوائيه بگذريم .
مسئله پرده بكارت يك معضل در هسته ي معضل بزگتر" فاصله بلوغ تا ازدواج" است در نظريه تثليث اين فاصله با سكس و عشق پر مي شود نه چيز هاي ديگر كه گفتيم ،در اين نظريه برداشتن پرده بكارت در خردسالي كه شبيه ختنه مردان و زنان مي باشد ضرورتي نمي يابد و آن را نشانه رشد نمي داند اگر چه كه اين طريق مي تواند مردمان يك جامعه را خلع سلاح كند ،در اين نظريه هدف رسيدن به درجه اي است كه پرده در حد يك حق شخصي تحديد و تنظيم شود و ملاك اهميت آن به فرد برگردد .ما كسي را براي اتفاق و حادثه و طبيعت تن و جسم و خواسته هايش بازجويي نكنيم بي اعتبار نكنيم بي آبرو نكنيم و بر مشكلاتش نيفزاييم .افراط و تفريط جوامع مسلمان و غربي چيزي جز افراط و تفريط در اين باره نيست و اين نامتعادلي به معضلات ديگر دامن زده است عفت و پاكداني وقتي خوب است كه شادي و نشاط و داشتن مهارت كامجويي را خفه نكند و عشرت و كامجويي وقتي مفيد است كه به رشد و تعالي فرد كمك كند نه اينكه از او هرزه بسازد و سطل آشغال ديگران .البته در اينجا حكم كلي صادر نمي كنيم بهر حال مطالعه اين مسئله در جوامع مختلف نياز به تحقيقات ميداني دارد . طبق نظريه تثليث در كشوري چون ايران ابتدا بايد معضل بزرگتر را حل كرد و به تبع آن معضل جزئي را حل نمود .براي حل فاصله بلوغ تا ازدواج ما از مفهوم "ارتباط "مدد جستيم بدين معنا كه تفكر و انديشه در فرهنگ و سنت جامعه ي ايران بايستي به ارتباط يافتن زن و مرد اهميت بنيادي بدهد ارتباط همانطور كه قبل گفتيم بسيار فراتر از اردواج است خانواده بايد در تربيت فرزند به اصل ارتباط توجه نشان دهد و براي آموزش آن به فرزندان ، آموزش ديده باشد ارتباط را بفهمد و براي آن برنامه و اصول و راهكنش(تاكتيك)داشته باشد ارتباط ملزوماتي روانشناختي و جامعه شناختي و انسانشناختي دارد متخصصين اين حوزه ها بايد مراحل و مفاهيم و اصول موضوعه آن را عملياتي كنند و در برنامه هاي مربوط به خانواده از آن استفاده كنند. در ايران پس از انقلاب به خاطر تفاسيري كه از مذهب و دين رسميت يافته است اصل ارتباط و مفهوم آن به دور انداخته شده است و معناي منفي از آن متبادر شده است به عنوان مثال به اصطلاح" روابط نامشروع"كه اين همه براي تصفيه حساب هاي سياسي به كار گرفته شد و يا به عنوان عمل مجرمانه در شرايط منفي به كار گرفته مي شود نگاه كنيد كه چطور در اين تركيب مفهوم ارتباط لگد مال و لكه دار شده است يا به گفتار روزمره مان بنگريم كه در زير لب حرف زدنها مي گوييم فلاني با فلاني رابطه دارد . به عنوان مثال ديگر بحث حجاب زنان است كه گويي در بطن آن ، طراحي و فرم همه براي قطع ارتباط منظور مي شود ، ديگر اين دانشگا ه هاي تك جنسيتي و همايش هاي انطباقي و همگن سازي جنسيتي كه واضح است چقدر با ارتباط تضاد دارد .اين موانع كلامي زباني و ذهني و اجتماعي را لحاظ كنيد و در نظر داشته باشيد كه علوم متعددي براي مسلئل ارتباط دست اندر كار فهم و نظريه پردازيند و هنر ارتباط بر قرار كردن براي مفاهمه و درك متقابل كه از ضروريات زندگي مشترك است را نيز به حساب آوريد و بعد نتيجه بگيريد اگر جوان جامعه ما به جاي حرف زدن با طرف مقابل او را به قتل مي رساند بهايي است كه ما آنرا به دليل انهدام مفهوم ارتباط مي پردازيم و اين نتيجه منطقي و ضروري است !!!(در ادامه مطلب در يك پرونده قتل دليل قتل را ببينيد و قضاوت كنيد چرا جوان جامعه ما ارتباط را نمي فهمد؟)
اين مبحث را بعد مفصلا توضيح مي دهم در اينجا براي جمع كردن بحث به موارد تمهيدي كه مبحث ارتباط لازم دارد اشاره مي كنم :1
–عصر ما عصر ارتباطات است
2- ارتباط از بنيادي ترين مفاهيم اجتماعي است
3-خانواده از ارتباط زن و مرد شكل مي پذيرد
4- در سكس و عشق نيز ارتباط چه جسمي و چه روحي در ميان است
5- نظام تربيتي جامعه بايستي براي مرتبط شدن زن و مرد طراحي شده باشد نه اينكه مانع تراشي كند
6-تسهيل و آموزش و به مهارت رساندن در امر ارتباط زن و مرد بايستي زير سازي گردد.
7-اصل مفهوم عملي و نظري ارتباط نبايد قرباني اشتبا هات و مصادیق غلط گردد.
ادامه مطلب
آنچه در مطالعات و شنيده ها و تجربيات دررابطه با پرده بكارت در ذهن من انباشته شد را تا آنجا كه ارزش بيان داشته باشد مي نويسم و بعد در انتها تحليل مي كنم در تاريخ تمدن ويل دورانت در جلد اول" مشرق زمين گهواره تمدن" موضوعي تحت عنوان ازدواج مقدس آمده كه در بابل قديم هر دختري كه قصد ازدواج داشت قبل از اينكه به خانه ي شوهر برود بايستي به معبد مي رفت و در آنجا كاهن بزرگ بكارت آن دختر را بر ميداشت و پس از اين همخوابگي مقدس كه نوعي تبرك هم محسوب ميشد آن دختر مي توانست ازدواج رسمي كند و لابد كسي كه به اين عمل تن نمي داد ازدواجش قانوني نمي شد و جالب است چنانچه دختري زشت بود به ندرت اين سعادت نصيبش ميشد كه كاهن به او عنايتي كند و چه بسا سالها بايستي منتظر مي ماند تا مشمول تفقد كاهن قرار گيرد و در اين مدت بايد خدمتكاري معبد را به عهده مي گرفت به اين ترتيب كاهن و همكارانش هم از لذت زيبا رويان برخوردار مي شدند و هم خدمات رايگان را در معبد تدارك مي ديدند و به راحتي ضمن حفظ تقدس و رهبانيت و اقتدار معنوي گلهاي مادي را هم نصيب مي بردند و زحمت زن و زندگي را نمي كشيدند و مردمان هم هميشه التماس دعا گوي ايشان بودند زهي سعادت چند منظوره كه اين اربابان دين مي بردند .اين نوع برداشتن بكارت را حق دانستن و حق كاهن بزرگ دانستن بعد ها در دوره ي ارباب رعيتي سهم خان ده و ولايت و فئودالها و لرد ها و كنت ها شد كه در اول انفلاب سوژه ي فيلم دادا هم شد .در اين فيلم دادا كه نقش يك جوانمرد را دارد ، از خان روستا مي خواهد از اين رسم كثيف دست بردارد و او در عوض آن باغ و زميني را به خان مي بخشد ولي برخلاف وعده اي كه خان به او مي دهد ، فرزند خان از اين حق نمي گذرد و به زن دادا در شب عروسي تعرض مي كند كه اين مسئله عصيان دادا را به دنبال دارد البته تازه عروس نيز خود كشي ميكند و در نهايت ظلم خان باعث سرنگوني اش توسط مردم روستا با قهرماني دادا ميشود . شايد اين رسم هنوز در جاهايي برقرار باشد .به تازگي اين مسئله سوژه ي فيلم اكشني شد كه در سال 2008 توليد شد كه در آن دختر يك مامور بازنشسته و كاركشته ي اطلاعات توسط باند هاي قاچاق انسان (زن و دختر) در اروپا ربوده مي شود و پس از مراحلي دست به دست مي شود و چون دختر باكره است توسط عرب پولداري خريداري مي شود تا در يك كشتي رويايي توسط آن عرب ثروتمند مورد كامجويي قرار گيرد .نكته مهم اين فيلم اهميت زيادي بود كه يك عرب(مسلمان) به باكره بودن يك دختر مي دهد چرا كه براي دختراني كه باكره نبودن تشريفاتي و ارزشي قائل نمي شدند بلكه آنها را به بهاي كمتري دست به دست مي كردند ولي دختران باكره را به مزايده گذاشته و به قيمت گزافي به ثروتمندان مي دادند. كار نداريم كه در فيلم با جذابيت فوق العاده اي اين مامور كار كشته دخترش را از حلقوم عرب بيرون مي كشد و به همه ي اين آدم بدها ضرب شصت خودش را نشان مي دهد همچنين برتري غرب در قدرت و پستي عربها را در نيات غير انساني به رخ مي كشد.شايد دختر باكره هم سمبل تمام ارزشي است كه تمدن غرب تلاش دلرد آنرا از آلوده شدن توسط اعراب يا مسلمانان حفظ كند . علاوه بر موارد فوق در كتاب اولين دانشگاه و آخرين پيامبر اثر شهيد پاكنژاد بحثي در باره نوع پرده بكارت به اين شكل آمده كه در يك شب عروسي داماد در حجله متوجه مي شود عروسش باكره نيست و جشن را به دعوا و جر و بحث مي كشد تا اينكه مجبور مي شوند به پزشك قانوني رجوع كنند و در آنجا پزشك متوجه مي شود عروس باكره است ولي پرده بكارتش از نوعي متعارف نبوده و اين مسئله باعث درگيري شده و خلاصه پزشك پس از صحبت با داماد او را سرزنش كرده و توضيح لازم را به او مي دهد و اين جور اتفاقات باعث گرديد دختران قبل از نامزدي و عقد و ازدواج گواهي سلامت بگيرند كه البته امروزه اين گواهي بيشتر براي تشخيص نوع پرده مي باشد تا انتظارات داماد و عروس را متناسب سازد. شما در نظر بگيريد برخي دختران مادرزادي پرده بكارت ندارند بعضي از پرده ها حلقوي و منعطف بوده و برخلاف نوع غربالي و تيغه اي، پس از آميزش خونريزي نداشته و اينها باعث سوء برداشت مي شود .در مونو گرافي هايي كه جلال آل احمد نوشت اشاره اي به آداب و رسوم مردمان روستا در شب زفاف شده و اينكه سند گواهي سلامت عروس به چه شكل دور از مدنيتي اطلاع رساني مي شود .اين رسومات در حال حاضر در روستا ها و شهر هاي كوچك وجود دارد.
مباحث ديگري كه درباره پرده بكارت وجود دارد شامل دوختن پرده براي ازدواج است و يا اينكه يه شوخي يا جد گفته مي شود پرده چيني به بازار آمده كه با انگشت كنار مي رود و به كار قبل از ازدواج مي خورد .در آخر بايد پرسيد خلاصه اينكه با پرده بكارت چه كار كنيم ؟
در يكي از جلسات تعدادي از صاحب نظران در رابطه با مشكلات اجتماعي و آسيب هاي اجتماعي در اين رابطه راه حل هاي كشور هاي غير مسلمان و مسلمان را بررسي مي كردند در نتيجه سه نحوه و روش برخورد با مسئله ي پرده بكارت استخراج گرديد :
1-راه حل كشور هاي غربي كه اهميت ندادن به آنست و آنرا يك مسئله ي شخصي در نظر گرفتن و تبديل آن به فرهنگ و هنجار كه مطابق آن براي زن و مرد غربي باكره بودن دختر قبل از ازدواج اهميتي ندارد .
2- راه حل كشور هاي شرقي از جمله ژاپن كه دختران را در نوزادي مورد جراحي قرار مي دهند و به طور كلي پرده بكارت را از همان خردسالي بر مي دارند (البته من هنوز در اين باره تحقيق نكرده ام ).
3-راه حل كشور هاي اسلامي كه به اين مسئله به شدت اهميت مي دهند و آنرا نشانه ي عفت و پاكدامني دختر و متعهد بودن خانواده مي دانند .
در ادامه ديدگاه نظريه تثليث را بيان مي كنيم .
در نظريه ي تثليث عدد سه نقش مهمي يافته است سه در اشكال هندسي مثلث را تداعي مي كند و چنانچه مثلثي متساوي الاضلاع را در نظر آوريد و آنرا بر قاعده بر زمين يا در صفحه قرار دهيد تقارن و استحكام را در نهايت احساس مي كنيد در معماري نيز محكم ترين طراحي ها در سازه هايي ديده مي شود كه از هندسه ي مثلث تاثير پذيرفته باشد مثال مشهور اين ادعا اهرام ثلاثه ي مصر باستان است، در كتاب" تاريخي از تمدن" جمله ي نكته داري را ديدم كه دوام اهرام را در طول زمان به اين شكل كفته است "همه چيز از زمان مي ترسد ولي زمان از اهرام مي ترسد " در نظريه ي تثليث در چند مورد اضلاعي را داريم كه چنانچه براي هر كدام سهمي در نظر آوريم يك مثلث را نشان مي دهد از همه مهمتر سه وجه ارتباطي زن و مرد است كه عبارت است از:
سكس(نزديكي) ، عشق ، زناشويي (خانواده)Lust-love-family
اين سه وجه را به شكلي با سه مقوله ي حس و شهود و عقل هم مي توان تطبيق داد و يا در برابر سود و اخلاق و ايمان هم قرار داد يعني سكس و سود و حس در يك راستا هستند و عشق و شهود و ايمان هم در يك راستا و عقل و ازدواج (خانواده و زناشويي )و اخلاق هم در يك راستا .
علاوه بر سه و جهي هايي كه شمردم از نظر تاريخي و ضعيت سه گانه اي براي نوع ار تباط زن و مرد بيان شده است 1- دوران هرج و مرج دوراني كه غريزه جنسي هر مرد و زني را به سوي يكديگر سوق مي داده است كه از دل اين دوره بر اساس قانون زور و قدرت دوره بعد شكل گرفته است .
2- دوران حرم سرا كه انسانها چون گله ي گوزن ها زيست داشته اند در اين دوران مردان پر قدرت زنان زيادي را در اختيار داشته اند و چه بسا مردان زيادي كه فاقد قدرت بودند به بيگاري اربابان در مي آمدند بدون اينكه حق ازدواج با زني را داشته باشند البته در اين دوران كه برده داري هم قانوني بود كم كم ازدواج طبقاتي شد كه نظام كاستي در هند و ايران باستان از بقاياي آن بوده است. اين نظام طبقاتي به دليل كاركرد هايش تا دوران مدرن به شكل اصلاح شده اش دوام آورده و هنوز حيات دارد .
3- دوران تك همسري كه به نظر مي رسد موجهاي فمنيستي دو سه قرن اخير در راستاي اين وضعيت مي رود تا زن را از منظر قانون خانواده بر مسندي بنشاند كه تا حال به مردان اختصاص داشته است آنچه در اين دوره مهم است تغييرات ژنتيكي و فيزيولوژيك زيادي است كه در بدن زن رخ داده است تا زن بتواند خودش را با شرايط زندگي در دو ره ي تمدن سازگار كند اينكه در نزد بعضي فمنيست هاي دو آتشه زهدان و يا رحم زن و سينه هاي زن و حاملگي و بچه داري مورد تنفر قرار مي گيرد ادامه ي همين دوران است(آمازون ها را در تاريخ باستان در نظر بگيريد كه سينه ي راست زنان را مي بريدند تا زن بتواند زه كمان را بكشد در اين قبيله مردان را بيرون مي كردند) زن براي رسيدن به تراز مردان سعي دارد از مرد عيور كند و حتي مرد را امري زائد تلقي كند .اين افراط شايد حاصل تفريطي باشد كه مردان در دوره هاي قبل براي حقوق زنان قائل شده اند .در نظر چنين فمنيست هايي رابطه ي سكسي نبايد منجر به توليد مثل شود آنها سكس مهبلي را سكسي مردانه دانسته و آنرا خشونت عليه زن مي دانند اين نگرش در مكتب ماركسيست نيز طرفداران بسيار داشت چرا كه خانواده را يادگار دوران فئو داليته مي دانستند و نظام ارباب رعيتي را در آن ريشه يابي مي كردند و قصد داشتند با واگذاري فرزندان به دولت خانواده را ريشه كن سازند به تعبير ديگر خانواده را از اجزاي نظامي مي دانستند كه انسان را از خود واقعي اش الينه (بيگانه) مي كند .
البته فمنيست ها مسائلي را در نظر داشتند كه اين حرفها را زده اند به عنوان مثال نيم جمعيت دنيا را زنان تشكيل مي دهند ولي جايگاهي كه زنان در تمام عرصه ها تا بحال كسب كرده اند نيم عرصه ها نيست شايد زنان 20%در قدرت سياسي ،اقتصاد ،اجتماع و غيره حضور داشته باشند در يك مصداق جزيي كه تا الان هم وجود دارد دستمزد پايين تر زنان در سازمان ها و كارخانه هاست كه اگر به اين مسئله دوران حاملگي بدون حقوق و مزايا را اضافه كنيم دليل از دست رفتن فرصت ها را براي زنان بهتر درك مي كنيم . زن يا بايد بچه داري كند يا كار منزل و يا كار بيرون اگر اينها را جمع كند كيفيت كارش را قبول نمي كنند و اين جهنمي است كه زنان شاغل هم اينك دچار آنند.
قبلا آورديم پرده بكارت هر جور كه باشد به دوران زيست قبلي زن بر مي گردد و كاركرد هاي واضحي داشته كه به مرور تغيير وظيفه اش باعث شده امروزه عضوي يا اندامي بي خاصيت و مزاحم تلقي گردد.اين پرده در تعدادي ديگر از حيوانات وجود دارد و كاركرد معيني نيز دارد در فيزيك و اندامي چون اسب اين پرده باعث مي شود پس از جفت گيري اسب ماده با اسب نر ،اسپرم هاي اسب نر در مهبل اسب ماده نگه داشته شود و از بيرون ريختن آن جلوگيري شود.اين مقوله در زندگي برخي حيوانات ديگر چون زنبور عسل از پيچيدگي هاي بيشتري برخوردار مي شود تا حدي كه يك زنبور ملكه به كرات مي تواند در جشن عروسي كه براي لقاح صورت مي گيرد توسط زنبور هاي نر باردار شود و هر بار"عضله ي موجود در مجراي مخزن مني مجرا و دهانه ي آن را مي تواند باز و بسته نمايد و در نتيجه ورود اسپرم را به اويداكت(مجراي مشترك خروج ادرارو مدفوع) مشترك كنترل مي نمايد" .
اگر بپذيريم كه چنين اندامي در بدن زن دچار تغيير و حذف وظيفه شده است آنگاه به راحتي مي توانيم رد پاي اين بقايا را در فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعي كه بسيار متنوع در اين رابطه وجود دارد را درك كنيم .در پست بعدي به سراغ اين موضوعات مي رويم.